سه شنبه , 28 بهمن 1404 - 12:34 بعد از ظهر

عقرب های هوسران در لانه شیطانی اعتراف کردند

عقرب های هوسران در لانه شیطانی اعتراف کردند

عنوان این خبر عبارتست از: عقرب های هوسران در لانه شیطانی اعتراف کردند. با دادپویان پرس همراه باشید.

در صورت نیاز به مشاوره حقوقی قتل، می توانید با وکیل کیفری متخصص و با تجربه در ارتباط باشید.

اعتراف عقرب های هوسران در لانه شیطانی

به گزارش دادپویان پرس، چهار متهم پرونده «عقرب‌های هوسران» در بازسازی صحنه سقوط مرگبار دختر ۲۰ ساله‌ای در مشهد اعتراف کردند که قصد تعرض داشتند و قربانی در تلاش برای فرار، جان باخته است. 

در آغاز بازسازی صحنه حادثه، متهمان این پرونده جنایی با دستور قاضی ویژه قتل عمد مشهد، مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفتند تا ناگفته های این ماجرای هولناک را بازگو کنند. 

در همین حال قاضی دکتر صادق صفری با تفهیم اتهام و مواد قانونی مبنی بر این که مواظب اظهارات خود باشند و حقیقت ماجرا را بیان کنند چرا که اظهارات و اعترافات آنان در مراحل دادرسی مورد استناد قضایی قرارمی گیرد، ابتدا از «ف-ف» خواست چگونگی حضور خود در منزل ۴ طبقه (لانه شیطانی) را شرح دهد. 

این دختر ۱۹ ساله با بیان این که متاهل است اما از خانه فرار کرده و به منزل دوستش «سیتا» آمده است، گفت: من یک بار دیگر به تقاضای «سیتا» به این «لانه شیطانی» آمده بودم ولی آن روز هیچ گونه تعرضی به من نشد و من دوباره به منزل دوستم رفتم. 

عقرب های هوسران در لانه شیطانی اعتراف کردند

این بار نیز دوتن از پسران جوان (متهمان) با موتورسیکلت به سراغم آمدند ولی من معاشرتی با آن ها نداشتم به همین دلیل هم به خواسته آن ها برای حضور در منزل پدری «نیما» (یکی از متهمان) خودداری کردم ولی در ادامه وقتی «سیتا» با من تماس گرفت مرا راضی کرد که به خاطر او که تنها بود به این مکان بیایم. 

زمانی که وارد خانه شدم «نیما» به من دست درازی کرد که من هم به سینه اش ناخن کشیدم و بدین ترتیب درگیری بین ما شروع شد ولی با آمدن دو تن دیگر از دوستان نیما و صدرا به این خانه، دیگر نمی توانستیم در برابر تهدیدها و چاقو کشی آن ها مقاومت کنیم. 

حتی«سیتا» (مقتول) به داخل آشپزخانه رفت و برای ترساندن یا ترحم آن ۴ جوان بطری شیشه ای را به زمین کوبید تا با شیشه شکسته شاهرگش را بزند چرا که آن ها گوشی های تلفن ما را هم گرفته بودند که به پلیس ۱۱۰ زنگ نزنیم و در منزل را هم قفل کرده بودند.

حتی من، به دروغ گفتم که من ۴ بسته قرص خورده ام ولی باید برای من ۴ بسته دیگر هم بگیرید که بخورم و به این طریق به دنبال را ه هایی برای فرار از چنگ متعرضان (عقرب های هوسران) بودیم!

با این وجود تلاش های ما بی فایده بود چرا که «نیما» تهدید می کرد و می گفت من حتی مجازات آدم ربایی را هم به جان خریده ام! با این جملات دیگر یقین داشتیم که نمی توانیم از آن جا فرارکنیم.

این بود که «سیتا» به بهانه این که می تواند مرا برای تسلیم شدن در برابر خواسته شوم آن ها راضی کند، به داخل اتاق برد که بعد هم تصمیم گرفتیم از بالکن فرارکنیم اما او سقوط کرد و من هم وقتی این صحنه را دیدم فقط جیغ کشیدم و دستانم را به دیوار بالکن محکم گرفتم که آن ها (متهمان) مرا بالا کشیدند. 

در ادامه بازسازی صحنه جنایت که سرگرد رضا شکیبا (افسر پرونده) نیز حضور داشت و اظهارات متهمان را با آن چه در بازجویی های تخصصی پلیسی بیان کرده بودند، مطابقت می داد و به ثبت می رساند،قاضی دکتر صادق صفری به طرح سوالات فنی و قضایی از متهمان پرداخت.

به گونه ای که هر کدام از ۴ جوان متهم در تنگنای سوالات دقیق مقام قضایی قرار گرفتند و در نهایت مجبور می شدند دست از تناقض گویی و داستان سرایی بردارند و حقیقت ماجرا را افشا کنند.

آنان اعتراف کردند که به قصد برقراری رابطه نامشروع با متهمان به منزل مسکونی (لانه شیطانی) آمده بودند که در این هنگام قاضی صفری پرسید: وقتی فهمیدید که آن ها حاضر به برقراری رابطه نیستند و حتی «ف-ف» گریه کرده است، چرا هیچ کدام از شما به او برای فرار از چنگ دیگران کمک نکرده اید؟

که «محمد» (یکی از متهمان پرونده «عقرب های هوسران») گفت:«ف-ف»از من کمک خواست و من با دیگر دوستانم صحبت کردم اما دختر ۱۹ ساله سخن او را قطع کرد و با کسب اجازه از مقام قضایی گفت: اما او شرط گذاشت که اگر مرا از چنگ دیگران رهانید باید با خود او حتما رابطه نامشروع برقرار کنم!! این درحالی بود که همه پسران مواد مخدر «گل»مصرف کرده بودند!

پس از آن که همه متهمان نقش خود را در این ماجرای تکان دهنده تشریح کردند، قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی، پایان بازسازی صحنه حادثه را اعلام کرد و بدین ترتیب ۴ متهم پرونده راهی زندان شدند و دختر ۱۹ ساله نیز برای درمان روحی و روانی به بیمارستان روان پزشکی انتقال یافت.

این دختر جوان در حاشیه بازسازی صحنه سقوط مرگبار گفت: من تا کلاس هفتم ابتدایی درس خواندم و در یکی از شهرهای خراسان رضوی زندگی می کردم. من ۲ برادر ناتنی دارم که اطلاعی از آن ها ندارم ولی دو برادرم به زندگی خودشان مشغول هستند و مادرم در سال ۹۴ از دنیا رفت و من تنها شدم.

این در حالی بود که فروردین گذشته با نامزدم به خاطر سوء ظن هایش به اختلاف و درگیری های خانوادگی رسیدم. او بداخلاق بود و سرکار هم نمی رفت. با آن که از بستگان دورم بود ولی بازهم مرا کتک می زد، به همین دلیل به خانه پدرم رفتم که «سیتا» با دوست پسرش به دنبالم آمدند و من به همراه آنان به منزل پدری «سیتا» آمدم.

از ۷ سال قبل سیگاری شدم و در گروه های فضای مجازی با یک پسر آشنا شدم که به خاطر آن پسر با خوردن قرص دست به خودکشی زدم که حدود یک ماه در بیمارستان روان پزشکی بستری شدم. 

حتی «سیتا» قرار بود با من جاری شود که این حادثه رخ داد و من هم که برای شرکت در تولد «سیتا» به مشهد آمده بودم، همین جا ماندگار شدم. پدرم نیز دو زن داشت که هردوی آن ها فوت کردند و از وضعیت مالی خوبی هم برخوردار نیستیم ….

بررسی های بیشتر درباره ادعاهای متهمان با ورود به دهلیزهای تاریک این پرونده جنایی همچنان با دستور قضایی و توسط سرگرد شکیبا (افسر جنایی آگاهی مشهد) در حالی ادامه دارد که همه متهمان با تلاش ۱۲ ساعته کارآگاهان دستگیر شدند.

خبرگزاری حقوقی دادپویان پرس، پوشش دهنده آخرین اخبار حقوقی و قضایی شامل اخبار حقوقی، اخبار جنایی، اخبار کیفری، اخبار قضایی، آزمون های استخدامی و ثبت نامی در سراسر ایران میباشد.

مطلب پیشنهادی

دلداگی تا اسیدپاشی گریه های دختر ۲۱ ساله

دلداگی تا اسیدپاشی گریه های دختر ۲۱ ساله

دلداگی تا اسیدپاشی گریه های دختر ۲۱ ساله عنوان این خبر عبارتست از: دلداگی تا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *