پنجشنبه , 20 آذر 1404 - 7:31 بعد از ظهر

دلداگی تا اسیدپاشی گریه های دختر ۲۱ ساله

دلداگی تا اسیدپاشی گریه های دختر ۲۱ ساله

عنوان این خبر عبارتست از: دلداگی تا اسیدپاشی گریه های دختر ۲۱ ساله. با دادپویان پرس همراه باشید.

در صورت نیاز به مشاوره وکیل کیفری، می توانید با بهترین وکیل کیفری در ارتباط باشید.

از دلداگی تا تهدیدی به اسیدپاشی و گریه های دختر ۲۱ ساله

به گزارش پایگاه خبری دادپویان پرس، دختر ۲۱ ساله مشهدی که پس از مرگ پدرش در فضای مجازی با پسری شیطان‌صفت آشنا شده و قربانی فریب، تهدید و آزار او شده بود، پس از افشای ماجرا توسط مادرش، پرونده این «شیطان مجازی» با دستور پلیس در حال پیگیری است.

دختر ۲۱ ساله که از شدت شرم نمی توانست به چهره مادرش نگاه کند در میان هق هق گریه به کارشناس اجتماعی کلانتری فراجای مشهد گفت: ۱۹ ساله بودم که با مرگ ناگهانی پدرم سیاه پوش شدم.

این ماجرا روح و روانم را به گونه ای تحت تاثیر قرارداد که گوشه گیر شدم و برای رهایی از این وضعیت به پرسه زنی در فضای مجازی پرداختم تا این که در یکی از شبکه های اجتماعی با پسرجوانی به نام «نادر»آشنا شدم.

او خیلی زود با حقه بازی وچرب زبانی در حالی برایم سنگ صبور شد که نمی توانستم با این ترفند چه نقشه بی شرمانه ای را درسر دارد. او مرا دلداری می داد و خودش را پناهگاهی می خواند که حاضر است برای رهایی من از این وضعیت هرکاری بکند.

دلداگی تا اسیدپاشی گریه های دختر ۲۱ ساله

من هم خیلی زود اسیر حرف های دلنشین او شدم و بدین ترتیب روابط غیر متعارف ما ادامه یافت. او مرا برای آشنایی بیشتر به یک کافی شاپ دعوت کرد.

آن روز بعد از صرف قهوه، مسافتی را با یکدیگر طی کردیم و درباره موضوعات مختلف حرف زدیم ولی زمانی که به خانه بازگشتم «نادر» تلفنی از عشق بی انتهای خودسخن گفت و ادعا کرد طوری عاشقم شده است که نمی تواند لحظه ای دوری مرا تحمل کند!

«نادر» با این ترفند مرا برای دیداری دیگر به محل قرارکشاند و سوار خودرو کرد اما طولی نکشید که راهی بیابان های اطراف مشهد شد و با این ادعا که به چیزی جز ازدواج با من نمی اندیشد به زور و تهدید و حیله متوسل شد.

من که شعله های هوس را در چشمانش می دیدم با همه وجودم مقاومت کردم ولی او با تهدید به آبروریزی به خواسته پلید خودش رسید.

از آن روز به بعد کلمه «تنفر» جای «عشق» او را در قلبم گرفت و دیگر نمی خواستم هیچ ارتباطی با آن شیطان مجازی داشته باشم! اما او به تهدیدهایش ادامه داد و من از ترس این که مادر و برادرم در جریان این ماجرای تلخ و دردناک قرار بگیرند به خواسته های شرم آورش تن دادم. حالا زندگی برایم رنگ سیاهی داشت و من دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتم.

وقتی تماس هایش را پاسخ ندادم او مرا تهدید به اسید پاشی کرد و حتی به در دانشگاهم آمد و مقابل دوستانم آبرویم را برد.

در این وضعیت یکی از دوستانم با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت که آن ها «نادر» را دستگیر کردند ولی من برای آن که رسوایی و آبروریزی به بار نیاید و خانواده ام چیزی از این عشق پوشالی نفهمند بلافاصله رضایت دادم و او هم آزاد شد.

در همین حال برادر «نادر» که در جریان موضوع قرار گرفته بود به من توصیه کرد که باید آرام آرام از برادرش جدا شوم تا او از این تهدیدها و مزاحمت هایش دست بردارد ولی «نادر» همه پیام هایش را ازگوشی تلفن پاک کرد و همچنان به آزار و اذیت من ادامه داد تا این که بالاخره فهمیدم به پایان خط رسیده ام و قصد داشتم موضوع را برای مادرم بازگو کنم که ناگهان «نادر» به درمنزلمان آمد و با سرو صدا و فریادهای زشت، آبروریزی به راه انداخت که مادرم همه چیز را متوجه شد و با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت ولی او از محل گریخت…

در حالی که بررسی های روانشناختی این ماجرای تاسف بار دردایره مددکاری اجتماعی کلانتری ادامه داشت، عملیات شناسایی مخفی گاه شیطان مجازی با صدور دستوری محرمانه از سوی سرهنگ آرش ایرانمنش (رئیس کلانتری فراجای مشهد) آغاز شد تا این پرونده مراحل قانونی خود را طی کند.

خبرگزاری حقوقی دادپویان پرس، پوشش دهنده آخرین اخبار حقوقی و قضایی شامل اخبار حقوقی، اخبار جنایی، اخبار کیفری، اخبار قضایی، آزمون های استخدامی و ثبت نامی در سراسر ایران میباشد.

مطلب پیشنهادی

بهانه کمک به سالمندان و سرقت در مترو

بهانه کمک به سالمندان و سرقت در مترو

بهانه کمک به سالمندان و سرقت در مترو عنوان این خبر عبارتست از: بهانه کمک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *